10 داستان برتر مسابقه ادبي صادق هدايت دوره هشتم 1388
داستان زن درون كمد ديواري از ليلا برزگر
زني كه كنار خيابان ايستاده بود از مهدي فاتحي
سرماي تابستان از آمنه صانعي نيا
لابيرنت از مونا فولادي نسب
چيز پيچيده اي وجود ندارد از سرنا معمار آزاد
تابستان 63 از محمد طلوعي
مرگ ، مرگ اگربيايد از مرتضي اصلاحچي
صورتك از رامين سليماني
دست هايي كه ازهمه چيز مي گذرد از كرم رضا تاج مهر
خاكستري از آرام روانشاد
برندگان نهايي از ميان 10 داستان فوق برگزيده مي شوند .
دبيرخانه جايزه هدايت
داستان هاي برگزيده مسابقه ادبي صادق هدايت 1388
داستان هاي برگزيده ازميان 650 داستاني كه براي هشتمين دوره مسابقه داستان كوتاه صادق هدايت ارسال شد بدون اولويت بدين شرح مي باشند :
1- زن درون كمد ديواري ( گ119 ) ليلا برزگر
2- دست هايي كه از همه چيز مي گذرد ( گ147 ) كرم رضا تاج مهر
3- تابستان 63 ( گ213 ) محمد طلوعي
4- لابيرنت ( گ 312 ) مونا فولادي نسب
5- وقت بارون آهسته برون (گ 335 ) مجيد اميري عارف
6- بوسه هاي صدادار ( گ 336 ) وحيد افتخار زاده
7- كت و شلوار ايتاليايي ( گ 254 ) نگار صفري
8- سرماي تابستان ( گ 266 ) آمنه صانعي نيا
9- چيز پيچيده اي وجود ندارد ( گ 160 ) سرنا معمار پور آزاد
10- زني كه كنار خيابان ايستاده بود ( گ 39 ) مهدي فاتحي
11- صورتك (37164) رامين سليماني
12- مرگ ،مرگ اگربيايد (گ96 ) مرتضي اصلاحچي
13- نذرآباد (گ134) محسن توده فلاح
14- سيم آخر (گ297) پريسا كرمي
15- من با يك پريزاد دوستم (گ139) ژيلا تقي زاده
16- از آخر به اول (38078 ) سپيده سياوشي
17- سرسرباز (37118) مجتبي افشار زاده
18- شاشو غريبه ي بزرگ (گ18) سيد جواد طباطبائي
19- گمشده (گ170) ميثم كياني
20- اينجا همه سايه ها اينجوري اند 37191 رها فتاحي
21- خاكستري ( گ 232 ) آرام روانشاد
22- بشر، همين ( گ 280 ) موسي كريم زاده
23- فردا ( گ187 ) عشرت رحمان پور
24- عين الله 36432 فرزانه بديعي
25- تصويرها ( گ 117 ) نيلوفر مالك
برندگان نهايي ازميان اين داستان ها تعيين و اعلام خواهند شد .
دفترصادق هدايت
اطلاعيه هشتمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت 1388
هشتمين دوره اين مسابقه توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار مي شود . شرايط شركت در اين رقابت ادبي به شرح زير است :
شرايط شركت در مسابقه :
_ هر نويسنده مي تواند فقط يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
_ داستان ارسالي نبايد از هزار كلمه كمتر و از چهار هزار كلمه بيشتر باشد وبه دو روش قابل ارسال است :
الف ) ارسال به بخش داستان هاي كوتاه درسايت سخن
ب) ارسال به صندوق پستي 365-19585 يا ايميل به نام دفترهدايت . داستان هايي كه به طريق پستي ارسال مي شوند لازم است بريك روي صفحه به صورت تايپ شده و درچهارنسخه فرستاده شوند . اين آثار درمسابقه شركت خواهندداشت ولي تنها گزيده اي ازآنها برروي سايت قرار مي گيرد.
_ نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت مي كنند لازم است توجه فرمايند تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستان ها براي چاپ در مجموعه آثار برگزيده از درج داستان ارسالي خود در كتاب ها ، نشريات و سايت هاي اينترنتي و يا ارسال براي مسابقه داستان نويسي ديگر خودداري فرمايند . در غير اين صورت داستان فرستاده شده در مسابقه شركت داده نمي شود .
_ نويسندگان داستان ها لازم است شماره تلفن تماس _ آدرس كامل پستي _ تلفن همراه _ فاكس يا Email خود را همراه داستان ارسالي به صندوق پستي يا سايت سخن اعلام دارند و در صورت تغيير مراتب را به دفتر هدايت اطلاع فرماييد .داستان هائي كه فاقد اطلاعات ياد شده باشند در مسابقه شركت نخواهند داشت . ارسال كنندگان داستان براي سايت لازم است تلفن خود را ارسال دارند .
_ ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب ، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستان هاي برگزيده اعلام داشته است . و دفتر هدايت مجاز به ويرايش داستان ها مي باشد . داستان هاي ارسالي مسترد نخواهد شد .
_ داستانك ،داستان بدون عنوان يا نام نويسنده و يا با نام مستعار نويسنده مطلقا پذيرفته نمي شود .
_ مهلت ارسال آثار تا سي ام مهرماه 1388 است . اعلام داستان هاي برتر و اسامي برندگان و اهداي جوائز در مراسم بهمن ماه 1388 اعلام مي شود . جوايز برندگان خارج از كشور به نماينده آن ها اهداء خواهد شد .
_ كليه علاقه مندان و فارسي زبانان از كشورهاي همسايه و ديگر كشورها مي توانند در اين مسابقه شركت كنند
گزينش آثار و جوائز
- نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد .
- به داستان هاي برگزيده به انتخاب هيئت داوران تنديس صادق هدايت يا لوح تقدير اهداء مي شود .
چاپ و انتشار آثار برگزيده
- دفترصادق هدايت با همكاري مؤسسات ادبي خارج ازكشور مجموعه بهترين داستان هاي مسابقه را درخارج ازكشور چاپ ومنتشر مي كنند .
بورس نشر
- چنانچه نويسندگان برتر مسابقه داراي مجموعه داستان واجدشرايط باشند آثار يك نفراز آن ها درخارج ازكشور چاپ مي شود.
- در صورت نياز به اطلاعات بيشتر به يكي از روش هاي زير تماس حاصل فرماييد :
دفتر هدايت :22556607 - تلفن همراه : 09122837489 - ايميل : jahanhedayat@yahoo.com
سايت سخن :88661950 - www.sokhan.com ايميل : info@sokhan.com
اهداي جوايز مسابقه ادبي صادق هدايت
هفتمين دوره مسابقه ادبي داستان كوتاه نويسي صادق هدايت به طور خصوصي درخانه جهانگير هدايت (برادرزاده صادق هدايت) روز 5 شنبه 24 بهمن ماه 1387 باحضور جمعي از اعضاي خاندان هدايت و تعدادي از شعرا، نويسندگان، بازيگران ، فيلم سازان و ديگر هنرمندان برگزار شد . علت برگزاري اين مراسم به طور خصوصي آن بود كه تا سال 1386 اين برنامه درخانه هنرمندان ايران برپا مي شد ولي چون مدير آن جا تغيير يافت دراولين گام هاي هنري فرهنگي خود برنامه صادق هدايت را لغو كرد .
امسال ازشهرداري تهران كه فرهنگسراهاي متعددي را باپول مردم تهران دراختيار دارد تقاضا شد كه اجازه دهند برنامه دريكي از اين موسسات فرهنگي برپا شود كه اجازه ندادند.
ابتدا جهانگيرهدايت درباره علت برگزاري مراسم به طور خصوصي توضيحاتي داد و گفت با همه بادهاي مخالفي كه مي وزد ما شعله ادبيات و فرهنگ اين مملكت و مخصوصاً صادق هدايت را زنده و پاينده نگه مي داريم . او توضيح داد كه تمام آثارصادق هدايت چون سه سال گذشته ممنوع الچاپ اند ، خانه پدري صادق هدايت زباله داني بيمارستان دكتراميراعلم شده و لوازم و وسايل باقي مانده از او در زيرزمين موزه رضا عباسي درحال اضمحلال است . مجموعه نقاشي هاي هدايت چاپ شده ولي ممنوع الپخش است .
بعد خبر خوب او آن بود كه سايت انگليسي صادق هدايت راه اندازي شده و ضمناً جلد اول آثار صادق هدايت شامل 42 داستان كوتاه در600 صفحه دراروپا با همكاري بنياد كتاب هاي سوخته ايران چاپ و منتشر شده كه دركاتالوگ بين المللي كتاب وارد شده و بخش اينترنتي آمازون هم آن را ارائه مي كند . جلد دوم طنزهاي صادق هدايت است كه براي چاپ آماده مي شود و جلد سوم «بوف كور» با جلوه خاصي خواهد بود .
بعد خسرو سينائي فيلم ساز و كارگردان معروف كه فيلم « گفتگوبا سايه » را ساخته درباره « نگاهي ديگر به صادق هدايت » دو واژه « اگزوتيك » و « الكليك » را مطرح كرده درباره واژه اول گفت كه معناي بيگانه را مي دهد كه موجب گسترش فرهنگي هم شده كه روابط نزديكي بين ملل مختلف را فراهم كرده است .
درباره الكلتيسم ( پراكنده گزيني ) با اين مفهوم است كه پديده اي پراكنده را انتخاب كنيم و با خلاقيت شخصي اثري به وجود آوريم . اين مكتبي فلسفي است كه درهنر و ادبيات جهان تأثير بسيار داشته است . اين ابزار در دست نويسنده و هنرمند چون مصالح ساختماني است كه ذهن خلاق هنرمند ازآن زيبائي مي سازد : مانند « بوف كور »
بعد اضافه كرد كه درفيلم « گفتگو با سايه » من نگفتم هدايت تقليد مي كند بلكه گفتم منابعي كه ذهن او را تغذيه كردند با مهارت جمع كرده و شاهكاري ساخته است ، هدايت يك شخصيت يك بعدي نبود چون او دركنار مطالعه بسيار شونده موسيقي جدي كلاسيك بود ، نقاشي مي كرد ، زياد سينما مي رفت ، به موسيقي علاقه داشت و نبايد او را فقط درخلال ادبياتش جستجو كرد و دربسياري ديگر هنرها هم خلاقيت و نظر داشت .
بعد محمد فرمانيان همراه با نواختن گيتار قضيه «اسم و فاميل» از وغ وغ ساهاب را اجرا كرد .
پس از آن صديق تعريف قطعه « مي تراود مهتاب » ازنيما را براي حضار خواند و سپس داستان كوتاه « آبجي خانم » توسط ناهيد كبيري و حامد سيد روخواني و اجرا شد .
اعلام نتايج مسابقه برنامه بعدي بود كه جهانگيرهدايت اجرا مي كرد و ابتدا حسين قديمي بيانيه داوران را به اين شرح قرائت كرد :
بيانيه داوران مسابقه ادبي صادق هدايت سال 1387
خانم ها آقايان
امسال در هفتمين دوره مسابقه داستان كوتاه صادق هدايت تعداد 600 داستان به دفترهدايت ارسال شد . اين داستان ها بيشتر ازجانب نويسندگان جوان از سراسركشور و ايرانيان مقيم خارج ازكشور ارسال شدند و اكثر آنها توسط اينترنت به سايت صادق هدايت و سايت سخن فرستاده شده اند . پس ازمرحله اول داوري تعداد 81 داستان به مرحله دوم راه يافتند . درمرحله دوم كار داوري را سركارخانم سپيده شاملو ، جناب آقاي دكترهرمز رحيميان و حسين قديمي به عهده داشتند . ازميان داستان هاي رسيده به مرحله دوم تعداد 30 داستان برتر انتخاب و ازميان آن ها 10 داستان به عنوان برندگان احتمالي مسابقه انتخاب شدند .
10 داستان برتر به ترتيب حروف الفبا ازاين قرارند :
1- داستان برمي گردم پشت آن همه كاج نوشته حسين ايمانيان
2- داستان پير نوشته نرگس رستمي
3- داستان داغ سم نوشته احمدمشكلاتي
4- داستان درد نوشته شهلا شهابيان
5- داستان سوسك نوشته عليرضا عليان نژادي
6- داستان سيما نوشته مهدي صداقت پيام
7- داستان غارت فاو نوشته حسن بهرامي
8 - داستان مرده كشي نوشته غلامحسين دهقان
9- داستان همه چشم ها را مسحور خودكنيد نوشته سپيده سياوشي
10- داستان هويت مجهول نوشته محمدمهدي ابراهيمي
امسال هم تعدادي از داستان هاي واصله به علت تخلف از مقررات از مسابقه خارج شدند تخلفات عبارتند از: شركت درمسابقات ادبي ديگر ، چاپ داستان ويا نمايش آن درسايت ها .
بررسي داستان ها نشان مي دهد 70% داستان ها ازآن آقايان و 30% از آن خانم ها بوده است . و همين منوال درميان ده داستان برتر نيز ديده مي شود.
از ديدگاه انواع داستان كه 5% داستانها به موضوع هاي اروتيك، 5% داراي موضوع هاي شاد و طنز و 60 % به موضوع هاي اجتماعي پرداخته اند . آن چه كه درميان داستان هاي امسال ملاحظه مي شود آنست كه 30% از داستان ها از مرگ ونگون بختي و كشت و كشتار و سخن مي گويند كه افزايش چشم گيري را درمقايسه با سال هاي قبل نشان مي دهد .
در 7 سال گذشته، درمسابقه داستان كوتاه صادق هدايت حدود 6000 نفر شركت كرده اند .شايد چون داستان هايي كه براي شركت دراين مسابقه فرستاده مي شوند ازنظرموضوع و انشاء هيچ محدوديتي ندارند، بدون شك اين مسابقه درتوجه بيشتر و ارتقاء سطح داستان كوتاه نويسي ادبيات ما تأثيرمثبتي داشته است . اميد ما برآنست كه تلاش دراين راه هم چنان ادامه داشته باشد .
با سپاس فراوان
هيئت داوران
سپيده شاملو- هرمزرحيميان- حسين قديمي
سپس جهانگيرهدايت برندگان امسال را به اين ترتيب اعلام داشت :
غلامحسين دهقان برنده تنديس صادق هدايت به خاطر داستان«مرده كشي»
نرگس رستمي برنده لوح افتخار به خاطر داستان « پير»
شهلا شهابيان برنده لوح افتخار به خاطر داستان « درد »
محمدمهدي ابراهيمي برنده لوح افتخار به خاطر داستان « هويت مجهول»
اين مراسم توسط دفترصادق هدايت و سايت سخن برگزار شد .
درپايان جلسه ازمدعوين پذيرائي به عمل آمد .
10 داستان برگزيده مسابقه ادبي صادق هدايت
ازميان 600 داستان كوتاهي كه درمسابقه داستان كوتاه نويسي صادق هدايت شركت كردند10داستان به ترتيب حروف الفبا به شرح زيربه آخرين مرحله مسابقه راه يافتند:
1- داستان برمي گردم پشت آن همه كاج نوشته حسين ايمانيان
2- داستان پير نوشته نرگس رستمي
3- داستان داغ سم نوشته احمدمشكلاتي
4- داستان درد نوشته شهلا شهابيان
5- داستان سوسك نوشته عليرضا عليان نژادي
6- داستان سيما نوشته مهدي صداقت پيام
7- داستان غارت فاو نوشته حسن بهرامي
8 - داستان مرده كشي نوشته غلامحسين دهقان
9- داستان همه چشم ها را مسحور خودكنيد نوشته سپيده سياوشي
10- داستان هويت مجهول نوشته محمدمهدي ابراهيمي
جهانگيرهدايت دبيرجايزه ادبي مي گويد چهارنفر برنده نهايي از ميان اين ده نفر برگزيده مي شوند كه براي دريافت جايزه خود بايستي به دبيرخانه جايزه ادبي هدايت مراجعه فرمايند .
او اضافه كرد چون متصديان فرهنگي هنري قادر به درك مقام ادبائي چون صادق هدايت نيستند برنامه مسابقه ادبي درموسسات هنري كه تحت نظر آن ها است اجرا نمي شود .
اطلاعيه هفتمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت 1387
هفتمين دوره اين مسابقه توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار مي شود . شرايط شركت در اين رقابت ادبي به شرح زير است :
شرايط شركت در مسابقه :
_ هر نويسنده مي تواند فقط يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
_ داستان ارسالي نبايد از هزار كلمه كمتر و از چهار هزار كلمه بيشتر باشد وبه دو روش قابل ارسال است :
الف ) ارسال به بخش داستان هاي كوتاه درسايت سخن
ب) ارسال به صندوق پستي 365-19585 يا ايميل به نام دفترهدايت . داستان هايي كه به طريق پستي ارسال مي شوند لازم است بريك روي صفحه به صورت تايپ شده و درچهارنسخه فرستاده شوند . اين آثار درمسابقه شركت خواهندداشت ولي تنها گزيده اي ازآنها برروي سايت قرار مي گيرد.
_ نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت مي كنند لازم است توجه فرمايند تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستان ها براي چاپ در مجموعه آثار برگزيده از درج داستان ارسالي خود در كتاب ها ، نشريات و سايت هاي اينترنتي و يا ارسال براي مسابقه داستان نويسي ديگر خودداري فرمايند . در غير اين صورت داستان فرستاده شده در مسابقه شركت داده نمي شود .
_ نويسندگان داستان ها لازم است شماره تلفن تماس _ آدرس كامل پستي _ تلفن همراه _ فاكس يا Email خود را همراه داستان ارسالي به صندوق پستي يا سايت سخن اعلام دارند و در صورت تغيير مراتب را به دفتر هدايت اطلاع فرماييد .داستان هائي كه فاقد اطلاعات ياد شده باشند در مسابقه شركت نخواهند داشت . ارسال كنندگان داستان براي سايت لازم است تلفن خود را ارسال دارند .
_ ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب ، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستان هاي برگزيده اعلام داشته است . و دفتر هدايت مجاز به ويرايش داستان ها مي باشد . داستان هاي ارسالي مسترد نخواهد شد .
_ داستان بدون عنوان يا نام نويسنده و يا با نام مستعار نويسنده مطلقا پذيرفته نمي شود .
_ مهلت ارسال آثار تا سي ام مهرماه 1387 است . اعلام داستان هاي برتر و اسامي برندگان و اهداي جوائز در مراسم بهمن ماه 1387 اعلام مي شود . جوايز برندگان خارج از كشور به نماينده آن ها اهداء خواهد شد .
_ كليه علاقه مندان و فارسي زبانان از كشورهاي همسايه و ديگر كشورها مي توانند در اين مسابقه شركت كنند
گزينش آثار و جوائز
_ نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد .
_ به داستان هاي برگزيده به انتخاب هيئت داوران تنديس صادق هدايت يا لوح تقدير اهداء مي شود .
_ در صورت نياز به اطلاعات بيشتر به يكي از روش هاي زير تماس حاصل فرماييد :
دفتر هدايت :22556607 - تلفن همراه : 09122837489 - ايميل : jahanhedayat@yahoo.com
سايت سخن :88661950 –
www.sokhan.com ايميل : info@sokhan.com
ششمين دوره مسابقه ادبي صادق هدايت 1386
ششمين برنامه مسابقه ادبي داستان كوتاه نويسي صادق هدايت سال 1386 خصوصي و محدود در منزل جهانگير هدايت برگزارشد . دراين جلسه عده اي از بزرگان خاندان هدايت و شعرا و نويسندگان چون خانم سيمين بهبهاني ، آقاي اميرحسن چهلتن ، خانم ناهيد كبيري ، آقاي سيروس ابراهيم زاده ، آقاي دكتركامبيزپارساي ، آقاي حسين قديمي و سايرين حضور داشتند .
ابتدا جهانگيرهدايت پس از خوش آمدگويي به حضار توضيح داد علت برگزاري اين مراسم به طورخصوصي چه بوده است : او گفت در پنج سال گذشته ازسال 1381 تا پارسال اين برنامه درخانه هنرمندان ايران برقراربوده است ولي با تغيير مديريت اين مركزهنري امسال با برگزاري برنامه مسابقه ادبي صادق هدايت موافقت نكردند . درهمين مورد من نامه اي براي خانه هنرمندان فرستادم .
جهانگير هدايت افزود: اگر هوا سرد نبود اين برنامه را وسط ميدان هدايت برپا مي كرديم . مي دانيد بالاي اين ميدان مسجد هدايت و پائين آن بيمارستان هدايت
ولي اجراي برنامه سالروز تولد و يادبود و مسابقه ادبي صادق هدايت هركجا كه اجرا شود تفاوتي نمي كند و شكوه وجلال درنام هدايت متجلي است نه در محيطي كه برگزار مي شود .
ما مي دانيم كه درحال حاضرصادق هدايت به شدت مورد بي مهري متصديان فرهنگي است . چاپ تمام كتاب ها و حتي تجديد چاپ آن ها ممنوع است . خانه پدري او دربند بيمارستان دكتراميراعلم اسيراست كه زباله داني بيمارستان شده است . لوازم و وسايلي كه از صادق هدايت باقي مانده در زيرزمين موزه رضا عباسي درحال پوسيدن و اضمحلال است . ميز او در دانشكده علوم اجتماعي معلوم نيست دچار چه سرنوشتي است . در نمايشگاه كتاب كتب او را جمع آوري مي كنند حتي روي عكس او را كاغذ مي چسبانند . البته اين بدهم نيست چون صادق هدايت ابتذالي كه در جريان است نه بيند بهتر است . ولي چاپ كتاب و درج مقالات درباره او در دنيا رواج دارد . هنوز صادق هدايت برتارك ادبيات معاصر ايران مي درخشد و كتاب بوف كور او هم تائي ندارد . امروز تولد اوست . اگر بود 105 ساله مي شد حالا هم كه نيست 105 ساله شده است . حال بيائيم قدري تولد بگيريم .
ازسركارخانم ناهيد كبيري شاعرو نويسنده ارجمند و جناب آقاي سيروس ابراهيم زاده هنرمند معروف خواهش مي كنم تشريف بياورند.
خانم ناهيد كبيري و آقاي سيروس ابراهيم زاده داستان حاجي مراد صادق هدايت را روخواني و اجرا كردند كه مورد توجه حضارقرارگرفت .
جهانگيرهدايت پس از تشكر از خانم ناهيد كبيري وآقاي سيروس ابراهيم زاده از آقاي صديق تعريف درخواست كرد براي اجراي برنامه تشريف بياورند .آقاي صديق تعريف از استادان موسيقي و خواننده ونوازنده ارجمند و معروفي است .
پس ازتشكر از آقاي صديق تعريف جهانگيرهدايت از آقاي حسين قديمي خواست كه بيانيه داوران را قرائت كنند .
داوران مسابقه امسال خانم ميترا الياتي و آقاي حسين قديمي و آقاي مديا كاشيگر بودند .
بيانيه به اين شرح قرائت شد:
بيانيه داوران مسابقه ادبي صادق هدايت سال 1386
خانم ها و آقايان محترم
امسال شش سال است مسابقه داستان كوتاه صادق هدايت برگزار مي شود . در شش سال گذشته حدود 4000 نفر از داستان نويسان از ايران – افغانستان – تاجيكستان و ايرانيان خارج ازكشور دراين مسابقه شركت كرده اند . اكثر شركت كنندگان نويسندگان جوان بوده اند و شركت خانم هاي نويسنده درمسابقات قابل توجه بوده است . درمسابقه امسال تعداد 750 نويسنده با ارسال داستان كوتاه شركت كردند . ازاين تعداد 100 نفر داستان خود را به وسيله پست و بقيه توسط ايميل فرستاده اند كه حكايت از رواج اينترنت دارد . پس از مرحله اول داوري تعداد 115 داستان كوتاه به مرحله دوم راه يافت . درمرحله دوم كار داوري را خانم ميترا الياتي و آقايان حسين قديمي و مديا كاشيگر به عهده داشتند . ازميان داستان هاي راه يافته به مرحله دوم تعداد 20 داستان برگزيده شد و ازبين آنها 10 داستان برتر به عنوان برندگان احتمالي مسابقه انتخاب شدند . اسامي 10 داستاني كه به آخرين مرحله راه يافتند به ترتيب حروف الفبا از اين قرارند :
1- داستان « آقاي سزار غمگين است » نوشته اميليا نظري
2- داستان « دكتر كندي هلن را درباغچه خانه دفن كرده بود » نوشته خزر مهرانفر
3- داستان « سايه ها » نوشته امير رحيمي
4- داستان « فنجان هاي خالي » نوشته فائزه فرهومند تهراني
5- داستان « كف دست » نوشته پيمان فيوضات
6- داستان « گورزا » نوشته نسرين مدني
7- داستان « لعنتي » نوشته شيوا رمضاني
8- داستان « مايل به خاكستري» نوشته امير پناهي آذر
9- داستان « ناخن هاتو نجو » نوشته سپيده ابرآويز
10- داستان « يك راز كوچك خيلي خيلي بزرگ » نوشته عباس قدير محسني
متأسفانه امسال هم تعدادي از داستان هاي رسيده به علت تخلف درمقررات از دور مسابقه خارج شدند . تخلفات انجام شده شركت داستان ارسالي براي مسابقه ديگر يا درج داستان درسايت هاي ادبي بوده است . چهار داستان كه به مراحل نهايي نيز رسيده بودند به اين ترتيب از دور مسابقه خارج شدند .
بررسي داستان هاي امسال نمايانگر آنست كه خانم ها 26% و آقايان 74% شركت كنندگان را تشكيل مي دادند . در مرحله بعدي 39% از خانم ها و 61% از آقايان راه يافتند و درمرحله نهايي 36% داستان ها از خانم ها و 64% از آن آقايان بوده است. در 10 داستان برگزيده نهايي تعداد خانم ها و آقايان به تساوي رسيد .
ازنظر انواع داستان بررسي ها نشان مي دهد كه 5% داستان ها گرايش به موضوعات اروتيك داشتند . 5% طنز و شادي و عشق را دربرمي گيرند . 15% داستان ها به مسائل اجتماعي پرداخته اند و 75 % داستان ها سخن از ناكامي و نگون بختي و مرگ و بدبختي مي گويند .
در برگزاري اين مسابقه سعي شده نويسندگان توجه اصيل و راستين به ادبيات و فرهنگ ايران داشته باشند . كه صادق هدايت چنين مي خواست .
باسپاس
هيئت داوران
ميترا الياتي– مديا كاشيگر– حسين قديمي
بعد جهانگيرهدايت درباره داوري و تعيين برندگان مسابقه گفت امسال براساس تصميم هيئت داوران به هيچ يك از شركت كنندگان تنديس صادق هدايت داده نمي شود . برندگان سه نفرهستند كه لوح افتخار را دريافت مي دارند.
حال براي اهداء جوايز از سركارخانم سيمين بهبهاني خواهش مي كنم تشريف بياورند .
جهانگيرهدايت ادامه داد :
درمورد سه داستاني كه برندگان مسابقه امسال هستند بايد توضيح بدهم كه هرسه داستان يكسان بوده دريك سطح هستند و ترتيبي كه من نام داستان و نام نويسنده را اعلام مي دارم حق تقدمي را دربرنمي گيرد .
خانم شيوا رمضاني به خاطر داستان لعنتي برنده لوح افتخار شده اند خواهش مي كنم به افتخارايشان دست بزنيد و لطفاً تشريف بياورند .
لوح افتخار خانم رمضاني داده شد .
خانم فائزه فرهومند تهراني به خاطر داستان فنجان هاي خالي برنده ديگر لوح افتخار شده اند ايشان را تشويق بفرمائيد و خواهش مي كنم تشريف بياورند .
لوح افتخار خانم فرهومند تهراني نيز داده شد .
برنده بعدي ما خانم اميليا نظري به خاطر داستان آقاي سزارغمگين است مي باشند ولي چون خانم نظري در استراليا اقامت دارند خانم غزل تركي را براي دريافت جايزه خود معرفي كرده اند خواهش مي كنم تشويق بفرمائيد و خانم تركي تشريف بياورند .
لوح افتخار خانم نظري هم داده شد .
جهانگيرهدايت پس از تشكر از خانم سيمين بهبهاني از همه خويشاوندان ، دوستان و دوست داران صادق هدايت تشكر كرد كه دراين مجلس حضور يافته و مخصوصاً ازخانم ناهيد كبيري ، آقاي سيروس ابراهيم زاده ،آقاي صديق تعريف و آقاي حسين قديمي تشكرخاص كرد .
بعد اضافه كرد چنانچه دوستان و حاضران سؤال يا مطلبي دارند در اختيار آنها خواهد بود و حضار را دعوت كرد به صرف چاي و شيريني كرد .
جلسه در ساعت 18 پايان يافت .
اطلاعيهي ششمین دوره جايزه ادبی صادق هدايت (1386)
ششمین دورهي مسابقه داستاننويسي صادق هدايت توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار ميشود. شرايط شركت در اين رقابت ادبي به شرح زير است:
شرايط شركت در مسابقه:
- هر نويسنده ميتواند تنها يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
- داستان ارسالي نبايد از چهار هزار كلمه بيشتر و از هزار كلمه كمتر باشد و به دو روش قابل ارسال است:
الف) ارسال به بخش داستانهاي كوتاه در سايت سخن
ب) ارسال به صندوق پستي 365 - 19585 به نام دفتر هدايت. داستانهايي كه به اين طريق ارسال ميشوند لازم است بر يك روي صفحه، به صورت تايپ شده، و در چهار نسخه فرستاده شوند. اين آثار در مسابقه شركت خواهند داشت ولي تنها گزيدهاي از آنها بر روي سايت قرار ميگيرد.
- نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت ميكنند، لازم است تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستانها براي انتشار در مجموعه آثار برگزيده، از درج داستان ارسالي در كتابها، نشريات و سايتهاي اينترنتي، و يا ارسال آن براي ديگر مسابقات داستاننويسي خودداري فرمايند. همچنین داستان با نام مستعار مطلقاً پذيرفته نميشود. از پذیرفتن آثار کسانی که این مقررات را در پنج دوره گذشته رعایت نکردهاند معذوریم.
- نويسندگان شركتكننده شماره تلفن تماس و نشاني كامل پستي خود را حتماً به همراه داستان ارسال فرمایند و در صورت تغيير، مراتب را به دفتر هدايت اطلاع دهند. درج شماره تلفن براي ارسال كنندگان داستان به سايت هم الزامي است.
- ارسال داستان براي مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستانهاي برگزيده اعلام داشته است. داستانهای انتخاب شده برای انتشار در کتاب، ممکن است توسط دفتر هدایت ویرایش شوند. آثار ارسالي مسترد نخواهد شد.
- مهلت ارسال آثار تا انتهاي مهر ماه 1386 است. اعلام اسامي برندگان و اهداي جوايز در مراسمي در بهمن 1386 انجام ميشود. جايزهي برندگان مقيم خارج از کشور به نمايندهي آنها اهدا خواهد شد.
گزينش آثار و جوايز:
- نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد.
- به داستانهاي برگزيده به انتخاب هيات داوران، تنديس صادق هدايت و يا لوح تقدير اهدا ميشود.
در صورت نياز به اطلاعات بيشتر با دفتر مسابقه به يكي از روشهاي زير تماس حاصل فرماييد:
دفتر هدايت: تلفن: 22556607 - تلفن همراه : 09122837489
سايت سخن: www.sokhan.com تلفن: 66411059 ای میل: info@sokhan.com
***
يادبود و مسابقه ادبي صادق هدايت 1385 روز سوم اسفند درخانه هنرمندان ايران اين نمايش برگزار شد . خانم احترام برومند مجري برنامه بودند كه قبل از دعوت هريك از اجراكنندگان برنامه قطعاتي از بوف كور و سه قطره خون را قرائت كردند . ابتدا دكتر ايرج كاشف درباره « بوف كور و مدرنيسم » صحبت كرد .
متن سخنراني دكتر كاشف ازاين قرار بود : بوف كور و مدرنيسم با سپاس و درود با پاس رنج ها و تنهايي هاي يك روشنفكر و فرهيخته ، محقق بي بديل و درآخر نويسنده اي كه نمي خواست تنها نويسنده باشد و در ميان جمعي« بروتوسها » و « يهوداها » تاب نياورد و زندگيش يك سمفوني شورانگيز ناتمام بود . آقاي جعفرمدرس صادقي در كتاب « صادق هدايت نويسنده » مي گويد : صادق هدايت شايد اولين داستان نويس ايراني باشد كه عناد خودش را با مخاطب به ساده ترين و صادقانه ترين وجه ممكن ( از زبان راوي بوف كور ) بيان كرده است .« حالا اگر تصميم گرفتم كه بنويسم ، فقط براي اين است كه خودم را به سايه ام معرفي كنم ، من فقط براي سايه خودم مي نويسم كه جلو چراغ به ديوار افتاده است . بايد همه اين ها را به سايه خودم كه روي ديوار افتاده توضيح بدهم . مي خواستم اين ديوي كه مدت ها بود درون مرا شكنجه مي كرد بيرون بكشم » . صادق هدايت دوبار به آخر خط رسيد : باراول با بوف كور و بار دوم با حاجي آقا . بوف كور حد اعلا و نقطه اوج يك تجربه شخصي بود كه با « زنده به گور » شروع شده بود و با « سه قطره خون » ادامه يافت . اين روزها كسي درباره اين كه بوف كور اثر يگانه اي از يك نويسنده پيشكسوت و شاه كار صادق هدايت است ، چون و چرايي نمي كند . اما بوف كور يك اتفاق و يك راه حل مشخصي بود . صادق هدايت با بوف كور خودش را تخليه كرد و به آخر خط رسيد . كتابي كه نويسنده اش را به بن بست رسانيده بود ،الگوي بسياري از نويسندگاني از آب درآمد كه به تقليد راوي « بوف كور » براي « سايه » يا « عمه » ي خودشان مي نوشتند و كاري به كار خواننده نداشتند . « صادق هدايت داستان نويس » جعفر مدرس صادقي . نشر مركز – چاپ اول – اسفند 1380 . در تقاطع ميان سنت و مدرنيته در تاريخ مدرن خاورميانه ، نسل هايي از روشنفكران قرار دارند ، كه اگرچه پيش زمينه ها و ديدگاه هايشان متنوع است ، تلاش دارند ميانجي گذر از وجه سنتي به وجه مدرن انديشيدن باشند ، اين روشنفكران تقريباً همواره با آگاهي و وجداني توصيف مي شوند كه خشمگينانه مابين دو موضوع درنوسان است ، تصديق مخاطره ي شكست خوردن از مدرنيته و الزام محال غلبه برآن . براي بسياري ازاين روشنفكران ، تجربه فوق الذكر از مدرنيته به منزله ي شوكي ظاهر مي شود كه الگويي از تفرد بخشيدن را دنبال مي كند و نه الگوي خطي پيشرفت يكپارچه ، اين تفرد بخشيدن با معنايي از بلوغ مشخص مي شود با فرايندي كه به نوبه خود تفكري انتقادي و فروپاشي هاله اي جادويي را سبب مي شود . بنابراين هرگونه تجربه مدرنيته براي هريك از روشنفكران شامل تنگناهاي مشخص خاص خود است .اگر براي روشنفكر ايراني چهارنسل مشخص كنيم كه با دوره پيش از مشروطه آغاز مي شود و با دوره پس از انقلاب در دهه 1990 به پايان مي رسد ، مي توان گفت : در ميان اين نسل هاي روشنفكران تنها يك روشنفكر ايراني در مقام فردي طرد شده از اين طبقه بندي ظاهر مي شود ، آن هم به دليل آگاهي انتقادي اش از واقعيت و گرايش بدبينانه اش نسبت به انواع ايدئولوژي ها و آن روشنفكر صادق هدايت است . تا اين جا گفتيم روشنفكر و نه نويسنده . ويژگي مهم مدرنيسم هدايت نقادي سكولار او در ارتباط با جامعه ي ايراني بود . ازاين رو هدايت راهبردي انتقادي را پايه گذارد كه در ايران در دوره ميان دو جنگ جهاني تقريباً بي نظير بود . بي شك هدايت درميان نويسندگان ايراني مدرن ترين بود ، با اين حال از نظر هدايت مدرنيته صرفاً مسأله ي عقلانيت علمي يا تقليدي خاص از ارزشهاي غربي نبود . شايد همين دليل اصلي سرباز زدن هدايت از مشغوليت در فعاليت هاي سياسي ميان دوستان كمونيستش باشد ، كسي كه تغيير سريع جهان را ديد و اين تغيير را با تجربه ي زمان حال در آميخت . با هدايت لحظه ي زيسته مدرنيته يا تجربه روايت پذير در هم جوش مي خورند . در آثار هدايت به خصوص بوف كور تجربه مدرنيته لحظه زيسته شده و تجربه اي قابل نقل بدل مي شود ، به عبارت ديگر هدايت نه تنها به مدرنيته نظر دوخت ، بلكه توسط آن نيز ديده شد . مدرنيته براي او خانه اي جديد ساخت ، نه فقط به عنوان مكاني براي اقامت ، بلكه به عنوان نقطه گذر از جهان كهن به جهان نو پاريس امور فراواني را به نويسنده مدرني چون هدايت ارايه مي كند به همان گونه كه بافت شهري انديشه را براي نويسندگاني نظير بنيامين و همينگوي بوده است .هدايت هيچ گونه همدردي خاصي با سوژه هاي نوشتارش نشان نمي دهد ، او درباره زندگي مردم عادي مي نويسد و نه براي آن ها . درهر صورت نشانه هاي مستمر نكوهش در آن وجود دارد كه بيشتر آن ها برسر ديدگاههاي مذهبي و اعمال خرافي آنان فرو مي بارند» چنين حس ياس درنويسنده اي چون هدايت كاملاً قابل درك است . در نويسنده اي كه با ديده تحقير به روشنفكران روزگار خويش مي نگريست . طرد ادبيات تثبيت شده و گروه هاي سياسي ايران ، با حس بيزاري نسبت به كل جامعه ايران كامل گشت . روزي هدايت به احسان طبري گفت : آيا مرا دراين كتاب، منظور كتاب علويه خانم ديدي؟ هركسي از ظن خود شد يار او و هدايت خاموش ، هدايت طنزگو ،هدايت نويسنده ،هدايت انسان پرتحمل به قول خودش مانند اسب هاي گاري علويه خانم در جاده خراسان بود كه همه مسافران را با خود مي كشيد و مي برد . اين تشبيه را خود او زماني پس از انتشار داستان بلند علويه خانم به احسان طبري گفت : درحالي كه نگاهش در پس عينك تابشي داشت پرسيد : - مرا دراين كتاب شناختي ؟ من جواب پرتي دادم . گفت : نه ! نه ! من آن اسب ها هستم كه زير قنوت سورچي بايد رجاله هاي اين جامعه را با خودشان ببرند . چه تشبيه دردناك ، پر از غرور و زيبايي ! من روزها تحت تأثير اين تشبيه هدايت بودم. از ديدار خويشتن . يادنامه زندگي احسان طبري نشر بازتاب نگار ص 30 هدايت از تائيد سياست هاي رضاشاه به دور بود ، درحالي كه سعي مي كرد به شيوه خودش تعادلي فردي را ميان احساسات ايران دوستي و مدرنيسم سكولارش بيابد ، بي شك مدرنيسم سكولار هدايت خصومتي واضح را با هرگونه شكلي از ناسيوناليسم و تنگ نظري و استبداد حاضر درميان ايرانيان و سياست غربي به همراه داشت .در واقع هدايت بصيرت انتقادش را از گرايش هاي اجتماعي و فرهنگي ايران در يكي از مشهورترين آثارش « حاجي آقا » بيان مي كند و در شخصيت تاجري سنتي نمادپردازي مي كند : حتي اگر دورتا دور خودت را ديوار چين بكشي خواهي فهميد كه دنيا خيلي سريع تغيير مي كند . همه چيزهايي كه باهاش سروكار داري مستراح و آشپزخانه و رختخواب است . هيچ وقت از زندگي ات مالك يا ناظر چيزي زيبا نيستي و حتي اگر باشي نمي تواني متوجهش بشوي ، هيچ منظره زيبايي نظرت را جلب نمي كند ، هيچ نقاشي قشنگ يا موسيقي الهام بخش ، هيچ گاه تأثيري قدرتمند برتو نمي گذارد . تو چيزي جز زنداني شكم و پائين آن نيستي . هدايت به روشني از تجربه مدرنيته خويش به عنوان لحظه اي زيسته شده آگاه است ، آن هم در تضاد با تجربه سنتهاي ايراني كه با بي رحمي به نقدشان مي پردازد . به عبارت ديگر هدايت در جستجوي هم آميزي تجربه شخصي اش از مدرنيته با گرايشي انتقادي به سنت بود . اين موضوع به ما يادآور مي شود كه درك شخصي هدايت از تجربه مدرن متفاوت از تجربه اي است كه نسل هاي روشنفكران ايراني پيش و پس از جنگ دوم جهاني به آن تن دادند . و آيا رمان « بوف كور» تأييدي به اين نظريه است كه بيرون از هستي شناسي عصر جديد نمي توان به مدرنيته دست يافت . آثار هدايت و به ويژه بوف كور را مي توان در كادر پروژه ي روشنگري ارزيابي كرد . افق فلسفي تاريخي در نگاه هدايت به همان چشم اندازي تعلق دارد كه دكارت و كانت مسيرهاي اصلي آن را به روي انسان عصر جديد گشودند . هدايت در بوف كور به تجربه هستي شناسي خود لباس داستان پوشاند ، اگر راوي يك مخلوط عجيب و مرده ي متحرك است ، به علت تعليق او ميان دنياي قديم و دنياي جديد است ، اين تعليق اساس هستي شناختي دارد : در يك سوم آن عالم مثال يعني سنت و در سوي ديگر آن جهان واقع يعني « مدرنيته » ايستاده است . راوي در بوف كور ناتوان از گسست از مثال است و اهميت كتاب هدايت آشكار كردن بنيان هستي ناتوان ما در واقعيت جهان عصر جديد است . اقبال به يك اثر ، به زمينه هاي اجتماعي مساعدي نيازمند است ، در شرايط امروز هدايت در اذهان گروه هاي بزرگ زنان و مردان نسل هاي جوان ايران تولد تازه يافته است . آثار هدايت به ويژه بوف كور در گستره وسيعي خوانده مي شود و مورد بحث قرار مي گيرد و اين به هيچ وجه پديده اي اتفاقي نيست و مي توان آن را پيامد تجربه انقلاب مشروطه ، انقلاب جهاني اطلاعات و ارتباطات ، تحول روانشناسي اجتماعي رشد و بلوغ نيروهاي اجتماعي مدرن در ايران دانست . و من سعي خواهم كرد آنچه را كه يادم است ، آنچه را كه از ارتباط وقايع در نظرم مانده بنويسم ، شايد بتوانم راجع به آن يك قضاوت كلي بكنم . ص 6 ... حالا اگر تصميم گرفتم كه بنويسم فقط براي اين است كه خودم را به سايه ام معرفي كنم ... شايد بتوانيم يكديگر را بهتر بشناسيم ... مي خواهم خودم را بهتر بشناسم . ص 7 اين احتياج نوشتن بود كه برايم يك جور وظيفه اجباري شده بود ،مي خواستم اين ديوي كه مدت ها بود درون مرا شكنجه مي كرد ، بيرون بكشم . ص 54 من فقط براي اين احتياج نوشتن كه عجالتاً برايم ضروري شده است مي نويسم ، من محتاجم بيش از پيش محتاجم كه افكارخودم را به موجود خيالي خودم ، به سايه خودم ارتباط بدهم . ص 56 مدخل اول و دوم « بوف كور » بيانيه احتياج به نوشتن است . اين احتياج را ضرورت شناخت « سايه » شناخت خود ضرورت نجات از ديو درون پيش آورده . راوي به اين ضرورت آگاهي يافته و از همين جاست كه او گام درراهي مي گذارد كه مقصود و مطلوب درآن گسستن از سايه ، بيرون آمدن از تاريكي و نجات يافتن از دست ديو درون است . ملازم نوشتن تعقل است . پس اظهار احتياج نوشتن تاكيد بر « كاربست عقل » است : انديشيدن . تاريخ ما تاريخ سركوب انديشيدن است ، تاريخ تحقير عقل است . ما محتاجيم ، بيش از پيش محتاجيم از اين تاريخ بگسليم . آغاز گسستن درخود ماست ، درماست كه اين گسستن آغاز مي شود . وقتي كه از انديشيدن نترسيم ، از تحقير عقل روي برتابيم ، ازاين ديدگاه چشم اندازي به روي « راوي » گشوده شد كه در افق آن طلوع بودن تازه اي را ديد ، بيرون از اسارت ديو درون . ضرورت شناخت خود ، مشغله ذهن كسي مي شود كه ديوار ايمان و يقين سابق دراو ترك برداشته ، به گذشته خود شك كرده و آن سؤال مشهور بودن يا نبودن برايش پيش آمده و كم و بيش فهميده ، آن آدمي كه هست از جنس اين زمان نيست . انديشيدن راوي را با سؤالي دست به گريبان مي كند كه بيرون آمدن از حبس سايه ها جز با تحقق آن امكان پذير نيست : آيا من يك موجود مجزا و مشخص هستم ؟ ص 58 اين سوال مطالبه ي مزد نيست ، اختيار و اراده است و چنانكه خواهيم ديد ، راوي را توان تحقق آن نيست . بوف كور پديدار شناسي اين ناتواني است و همه اهميت كتاب هدايت نيز درهمين حقيقت نهفته است . اگر كتاب هدايت بعد از هفتاد سال ، تازه و هنوز كتاب روز ما به شمار مي آيد ، به اين خاطر است كه ناتواني راوي ناتواني خود ماست ، ناتواني امروز ماست . منظره اي كه راوي در كتاب بوف كور مي بيند ، يك مجلس مينياتوري است ، يك مجلس مينياتور درشمايي از صورت مثالين بهشت كه جوي آب روان ، درخت و فرشته نشانه هاي ثابت آن هستند . راوي كه خود نقاش است . روي قلمدان ، مجلس مينياتور مي كشد و شگفت اين است كه بعد از آن اتفاق مي فهمد تمام عمر هرنقشي كه زده جز آن نبود كه از سوراخ هواخوري رف ديده ! مجلس مينياتورهاي قديم ايراني ، صورت خيالي از مثال هستند. در حوزه فكر و فرهنگ ، شعرو هنر– به نظرمن مثال را مي توان جمال روح ايراني توصيف كرد ، زيرا سرنمون حيات معنوي ، سرنمون زندگي انسان ايراني مثال است . پس مثال را مي توان جلوه گاه هستي شناختي ما دانست ، هستي شناختي كه از جنس اين زمان نيست و با روح زمانه اي كه درآن زندگي مي كنيم در بيگانگي و ستيز مرگ و زندگي است . به مينياتورهاي كلاسيك ماكه نگاه مي كنيد مي بينيد هرمجلسي كه نقش شده از آدم گرفته تا درخت و جوي و كوه و پرنده و چرنده يعني هست و نيست همه تنها در دوبعد نقش مي شوند و بعد سوم در مينياتور كلاسيك وجود ندارد ، چرا ؟ چون عالم واقع در خود اصالت و اعتماد ندارد . عالم واقع قائم به خود نيست ،پرتوي است از وجود ازلي انعكاس است ، سايه است و سايه حجم يعني بعدسوم ندارد ، اگر مينياتور ايراني چشم خود را به روي طبيعت مي بندد ، طبيعت جاندار و بي جان مدل و سرچشمه الهام او نيستند و گرته برداري از طبيعت در شأن او نيست ، اين ها اساس و بنياد هستي شناسانه دارد . در نقاشي ايراني – مينياتور كلاسيك – سرمشق و منبع الهام صورتهاي مثالين هستند. انسان در متن اين هستي شناختي ، قائم به خود تعريف نمي شود . انسان در وجود خود اصالت و اعتبار ندارد . سايه و پرتوي است گذرنده ، فاني و محل نسيان . عقل تحقير مي شود و اگر تعقل كند مورد عتاب و عقاب قرار مي گيرد . يعني آدمي شان انسان انديشمند را ندارد ، زيرا عقلش از شناخت حقيقت قاصر است . فرض كنيم موقعيت هدايت در ادبيات معاصر ما ، به عنوان پيشگام ادبيات مدرن در عرصه نقاشي به ظهور مي رسيد : اگر چنين بود كار پيشگام هنر نقاشي ايران را چگونه توصيف مي كرديم ؟ بي گمان مي نوشتيم : گذر و گذار از نقش پردازي صورت مثالي به الهام از طبيعت جاندار و بي جان – چندان كه تأثير بكند و روحي داشته باشد . نقل راوي در صفحه 31 . ... كاغذ و لوازم كارم را برداشتم و آمدم كنار تخت او . مي خواستم اين شكلي كه خيلي آهسته و خرده خرده محكوم به تجزيه و نيستي بود ، اين شكلي كه ظاهراً بي حركت و به يك حالت بود ، سر فارغ از رويش بكشم ، روي كاغذ خطوط اصلي آن را ضبط بكنم همان خطوطي كه اين صورت در من مؤثر بود انتخاب بكنم . نقاشي هرچند مختصر و ساده باشد ولي بايد تأثير بكند و روحي داشته باشد . اما من كه عادت به نقاشي چاپي روي جلد قلمدان كرده بودم حالا بايد فكر خودم را پيش خودم مجسم بكنم ، يك نگاه به صورت او بياندازم بعد چشمم را ببندم و خط هايي كه از صورت او انتخاب مي كردم روي كاغذ بياورم . اين موضوع با شيوه نقاشي مرده من تناسب مخصوصي داشت – نقاشي از روي مرده – اصلاً من نقاش مرده ها بودم ولي چشم ها ، چشم هاي بسته او آيا لازم داشتم كه دوباره آن ها را ببينم . آيا به قدر كافي در فكر و مغز من مجسم نبودند ؟ من مشغول تصويري بودم كه به نظرم از همه مهمتر شده بود ، ولي چشم ها آن چشماني كه به حال سرزنش بود مثل اين كه گناهان پوزش ناپذيري ازمن سرزده باشد، آن چشم ها را نمي توانستم روي كاغذ بياورم . يك مرتبه همه زندگي يادبود آن چشمها از خاطرم محو شده بود . ناگهان چشمهايي كه همه فروغ زندگي درآن جمع شده بود و با روشنايي ناخوش مي درخشيد ، چشم هاي بيمار سرزنش دهنده او خيلي آهسته باز و به صورت من خيره نگاه كرد ، به من نگاه كرد و دوباره چشم هايش به هم رفت . اين پيشامد شايد لحظه اي طول نكشيد ولي كافي بود كه من حالت چشم هاي او را بگيرم و روي كاغذ بياورم . با نيش قلم اين حالت را كشيدم و اين دفعه ديگر نقاشي را پاره نكردم . نقل راوي در صفحه ي 31 – كه بعد از اتفاق ديدار نخست نقش پردازي روي جلد قلمدان را كنار مي گذارد و در فرجام حادثه اي حضور روي كاغذ ، روح چشمهاي زيباي مثال را مي كشد ، درنماي زيرين روايت نقل گذر از سنت به مدرنيته است . اما در معناي زيرين متن حكايت از دلبستگي به زيباي مثال و ناتواني در گسست از هستي شناختي قرون وسطي دارد . يعني اساس ناتواني و ناكامي ما را در گذر از سنت به مدرنيته بيان مي كند . به اين معني كه هدايت خواسته اين را بگويد كه گذر از سنت به مدرنيته محملي مي خواهد كه آن محمل در نزد ما مفقود است و تا زماني كه مفقود است ما را به تاريكي با سايه ها ، با پاره هاي قرون وسطايي هستي خود وداعي نخواهد بود . شايد سفردوم او به فرانسه نيز ناشي از اين مسأله باشد كه هدايت شهري مدرن را براي تفكري مدرن در چارچوب تمايلش به مرگ فهميد . تجربه ادبي هدايت از بوف كور صرفاً شرح و تفصيلي از اضطراب و اندوه نيست و نه تنها براي عمه خود نمي نويسد ، بلكه بيان حالت و هنرمندي قهرمان است كه در خلال مدرنيته مي زيد آن هم با بخشيدن وزني از تجربه به آن ، ادبيات داستاني ما فراتر از هدايت نرفت و اين خيلي زشت است ، آه ، هفتادسال نه هزار و هفتاد سال است ، اين چشم با ماست همه چيز برمي گردد به نگاه ما ! و اما هدايت صادق هدايت نويسنده اي كه نمي خواست صرفاً نويسنده باشد ، سرگذشت هدايت سرگذشت نويسنده اي است كه آنچه را چشم هاي مقيد نمي بيند آشكار ساخت ، نويسنده اي كه لجن تهوع آور ، سيه بختي هاي زندگي گرداب خلقيات پوچ ، پستي ها و ناچيزي هايي را كه هرروز به آن ها برمي خوريم بيان مي كند ، چنين نويسنده اي كه به خاطر شناساندن واقعيت بي رحمانه نيروي خود را به كار مي بندد ، نبايد انتظار داشته باشد و نداشت كه برايش دست افشاني كنند و بزرگش بدانند ، هيچ دوشيزه حساسي به طرفش نرفت و هيجاني نشان نداد و خود او نيز هرگز از سروده هاي دلنشين شعر برخوردار نشد ، كارت پستال هاي تاريك را خواستار گرديد چنين نويسنده اي نمي تواند از قضاوت سخت هم دوره هاي سالوس و بي وجدان بگريزد ، زيرا ايشان آثارش را محكوم مي كنند و آن ها را در ميان نوشته هاي بي ارزش و خلاف عفت عمومي جاي مي دهند و دل و جاني را كه از آتش الهي الهام گرفته است انكار مي كنند . زيرا اين قضات نمي فهمند كه نبوغ آن است كه هم خورشيد دوردست ها را بسرايد و هم جانوران ريزي را كه هيچ كس به آن ها توجه ندارد . اين قضات نمي فهمند كه استعداد در صورتي جلوه دارد كه بتواند آن چه را عوام لعنت كرده اند ، عرضه كند . بين خنده و زهرخند دلقك هاي بازاري تفاوت بسيار است . خير ! قضات امروزي از اين حقايق بي خبرند و هم چنان نويسنده اي را كه تنها مانده و مورد پسند و ياري ياران نيست به دشنام مي بندند و او بايد سرنوشت دشوار خود را در تلخ كامي و عزلت تحمل كند ، چرا كه آخرين يهوداي او چمدان او را نيز باخود برد . با مرگ هدايت دوران يك نسل بزرگ ادبي قرن حاضر ايران به نحوي بي بازگشت به پايان مي رسد ، ادبيات ايران به دو دوران قبل و بعد از هدايت تقسيم مي شود . آه پسر ، مي تواني تصور كني يك غروب طولاني كنار آتش با صادق هدايت نشسته باشي ؟ انگشتان بلندش ، افسون چشمانش كه پراز خون است ، خيلي دلم مي خواهد آنجا باشم . ايرج كاشف آذر
بعد آقاي خسرو سينائي در سخنان كوتاهي گفت : ما صادق هدايت را به عنوان يك نويسنده شناختيم و مجذوب او شديم و كمتر به خودمان زحمت داديم تا او را بشناسيم . يادمان باشد صادق هدايت وقتي كه به پاريس رفت جوان 24 ساله اي بود شبيه يك گيرنده راديويي كه همه آنچه دور و اطرافش مي ديد را جذب كرده و در نوشته هايش پياده مي كرد . او به نقاشي علاقمند بود و در طرح هايش مي بينيم كه تا حد زيادي متأثر از مكتب هاي معاصر خودش بود . خسرو سينائي ادامه داد : هدايت را فقط نبايد از طريق نوشته هايش شناخت . هدايت از هنرهاي مختلفي تأثير مي گرفت و حتي متاثر از سينما هم بود ، هدايت به موسيقي هم علاقه داشت و چون موسيقي كلاسيك را به خوبي مي شناخت خواسته و ناخواسته آن را در بوف كور پياده كرده است . راز ماندگاري بوف كور چند بعدي بودن آنست . پس از آن سينائي چند قطعه والس موزت را با آكاردئون نواخت به افتخار هدايت ، چون مطمئن بود كه نويسنده بوف كور اين آهنگ ها را وقتي به كافه هاي پاريس مي رفته مي شنيده است. اجراي قطعاتي كه روزي هدايت را تحت تأثير قرار داده چنان حضار را بي قرار كرد كه دقايقي نوازنده آن را تشويق كردند .
فضاي شعر و موسيقي با خوانش داستان « تاريكخانه » هدايت توسط كيكاووس ياكيده ، دوبلور تلويزيون آميخته شد ، همان داستاني كه به اعتقاد محمود دولت آبادي ، همه داستان نويسان ايران متاثر از آنند .
چاشني همه اين ها پيانو نوازي مهرداد پازوكي به همراه خواندن اشعاري از مهدي اخوان ثالث بود .
برنامه بعد قرائت بيانيه داوران توسط آقاي حسين قديمي بود : بيانيه داوران مسابقه ادبي صادق هدايت سال 1385 خانم ها و آقايان محترم امسال پنجمين سالي است كه مسابقه داستان كوتاه نويسي صادق هدايت برگزار مي شود . در اين پنج سال ، بيش از 2600 داستان كوتاه براي شركت در مسابقه فرستاده شد كه اكثر آن ها به قلم نويسندگان جوان به نگارش در آمده بود . در مسابقه داستان نويسي امسال ، تعداد650 نويسنده با ارسال 650 داستان كوتاه شركت كردند . نحوه ي داوري در مسابقه امسال به اين ترتيب بوده است : در مرحله اول ، همكاران دفتر صادق هدايت ، به بررسي كل داستان ها پرداختند و از ميان آن ها تعداد 103 داستان را براي راه يافتن به مرحله ي دوم برگزيدند و در مرحله ي دوم ، آقايان مديا كاشيگر، كاوه ميرعباسي و حسين قديمي ، كار داوري را برعهده داشتند . آنان از ميان 103 داستان ابتدا 27 داستان را برگزيدند و در ارزيابي بعدي 10 داستان برتر را به عنوان برندگان احتمالي مسابقه اعلام كردند . اكنون تنديس صادق هدايت به بهترين داستان ، و لوح تقدير به دو برنده ي ديگر اهدا خواهد شد . 65% از شركت كنندگان در مسابقه امسال را آقايان و 35% از آنان را خانم ها تشكيل داده بودند . در يك بازنگري كلي از داستان ها ي رسيده ، اين دريافت حاصل مي آيد كه مضمون 85% از داستان ها را ناكامي و نگون بختي و مرگ ، 10% ديگر را مسائل اجتماعي ، 5% طنز و شادي و عشق در برمي گيرد . نكته قابل ذكر آن است كه در داستان هاي دريافتي امسال گرايش به مسائل اروتيك بيشتر ملاحظه مي شود . 70% از داستان هائي كه به مرحله دوم داوري راه يافته است ، متعلق به آقايان و 30% ديگر از آن خانم ها بوده است . اسامي 9 داستاني كه به آخرين مرحله راه يافتند به ترتيب حروف الفبا از اين قرارند :
1 _ داستان « آسم» نوشته منيژه عارفي 2 _داستان « امروز جمعه است » نوشته علي اخوان 3 _ داستان « پايان وضعيت » نوشته سعيد بردستاني 4 _ داستان « توي اين رختخواب نرم خوابم نمي برد » نوشته آسيه امام رضائي 5 _ داستان « غريبه » نوشته آراز بارسقيان 6 _ داستان « كابوس نه ، بهمن » نوشته پگاه آفرين زاد 7 _داستان « ما پنج نفر بوديم » نوشته وحيد مقدم 8 _داستان « مرده شور » نوشته نسرين مدني 9_ داستان « وسوسه همه جنگل ها » نوشته مرضيه جوكار به طوري كه ملاحظه مي فرمائيد ، از اسامي ياد شده ، 5 داستان متعلق به آقايان و 4 داستان به خانم ها تعلق دارد . تعداد شركت كنندگان در مسابقه امسال ، اگر چه بيش از سال پيش بوده است ، اما كيفيت داستان ها نسبت به سال هاي گذشته ، از مضموني پربارتر و ساختاري منسجم تر برخوردار نبود و اين خود، كار را براي ارزيابي و تصميم گيري داوران مشكل تر كرده بود . از آن جا كه توجه راستين به عرصه ي ادبيات و داستان نويسي ، از خواست هاي بزرگ هدايت بود ، باشد كه ما نيز هر سال با تجربه اي بيشتر و بينشي افزون تر در اين راستا كوشيده باشيم هيئت داوران : مديا كاشيگر كاوه ميرعباسي حسين قديمي
سپس جهانگير هدايت قبل از اجراي برنامه برندگان مسابقه گفت : ما يكصد و چهارسالگي تولد صادق هدايت را به همراه ديگر ايراني ها و فارسي زبان هاي دنيا پاس مي داريم و از او ياد مي كنيم . او گفت كه برنامه توسط خانواده هدايت و سايت سخن اجرا مي شود و از خانم احترام برومند ، آقاي دكتر ايرج كاشف ، آقاي خسرو سينائي ، آقاي كيكاووس ياكيده و داوران آقايان مديا كاشيگر ، كاوه ميرعباسي و حسين قديمي و همچنين خانه هنرمندان ايران تشكر كرد . بعد به بلاتكليف ماندن صدور مجوز براي كتب « فرهنگ عاميانه مردم ايران » ،« خيام صادق » ، « انسان و حيوان » و « سه قطره خون » صادق هدايت در مرحله مميزي اشاره كرد و گفت با چاپ كتاب يادهدايت 83 هم مخالفت شد . او درباره مجموعه تاريك خانه كه به 5 زبان فارسي ، انگليسي و فرانسه و ارمني و تركي استانبولي تهيه شده اشاره كرد . گفت حدود دوسال است اين كتاب بلاتكليف مانده و چنين ادامه دادكه ازاين پس كتب صادق هدايت را در خارج از ايران چاپ و منتشر خواهند كرد . سپس اشاره كرد به موفقيت در اخذ مجوز و چاپ و انتشار كتاب « يكصدسالگي صادق هدايت در ايران و جهان » بعد اشاره اي به چاپ ويژه نامه صادق هدايت در مجله شوكران داشت بعد از نويسندگاني كه يك داستان را براي شركت در چند مسابقه ارسال مي دارند گله كرد و سپس از آقاي اميرحسن چهلتن دعوت كرد براي اهداء جوايز بيايند بعد از آن برندگان مسابقه به اين ترتيب اعلام شدند : 1- برنده تنديس و بهترين داستان به نام « مرده شور» از خانم نسرين مدني 2- برنده لوح تقدير خانم مرضيه جوكار به خاطر داستان « وسوسه همه جنگل ها » 3- برنده لوح تقدير آقاي آراز بارسقيان به خاطر داستان « غريبه »
در مقابل سالن بتهوون عرضه كتاب هاي صادق هدايت هم برقرار بود و در پايان عده قابل ملاحظه اي كتب صادق هدايت را به امضاء جهانگير هدايت به ياد چنين روزي رساندند .
اطلاعيه پنجمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت 1385 پنجمين دوره اين مسابقه توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار مي شود . شرايط شركت در اين رقابت ادبي به شرح زير است : شرايط شركت در مسابقه : _ هر نويسنده مي تواند فقط يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند. _ داستان ارسالي نبايد از هزار كلمه كمتر و از چهار هزار كلمه بيشتر باشد . ضمنا يك روي صفحه كاغذ به صورت تايپ شده ، در چهار نسخه فرستاده شود . _ داستان ها لازم است توسط پست سفارشي به صندوق پستي 365-19585 دفتر هدايت يا سايت سخن www.sokhan.com ارسال شوند . _ نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت مي كنند لازم است توجه فرمايند تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستان ها براي چاپ در مجموعه آثار برگزيده از درج داستان ارسالي خود در كتاب ها ، نشريات و سايت هاي اينترنتي و يا ارسال براي مسابقه داستان نويسي ديگر خودداري فرمايند . در غير اين صورت داستان فرستاده شده در مسابقه شركت داده نمي شود . _ نويسندگان داستان ها لازم است شماره تلفن تماس _ آدرس كامل پستي _ تلفن همراه _ فاكس يا Email خود را همراه داستان ارسالي به صندوق پستي يا سايت سخن اعلام دارند و در صورت تغيير مراتب را به دفتر هدايت اطلاع فرماييد .داستان هائي كه فاقد اطلاعات ياد شده باشند در مسابقه شركت نخواهند داشت . ارسال كنندگان داستان براي سايت لازم است تلفن خود را ارسال دارند . _ ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب ، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستان هاي برگزيده اعلام داشته است . و دفتر هدايت مجاز به ويرايش داستان ها مي باشد . داستان هاي ارسالي مسترد نخواهد شد . _ داستان بدون عنوان يا نام نويسنده و يا با نام مستعار نويسنده مطلقا پذيرفته نمي شود . _ مهلت ارسال آثار تا سي ام مهرماه 1385 است . اعلام داستان هاي برتر و اسامي برندگان و اهداي جوائز در مراسم بهمن ماه 1385 اعلام مي شود . جوايز برندگان خارج از كشور به نماينده آن ها اهداء خواهد شد . _ كليه علاقه مندان و فارسي زبانان از كشورهاي همسايه و ديگر كشورها مي توانند در اين مسابقه شركت كنند . گزينش آثار و جوائز _ نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد . _ به داستان هاي برگزيده به انتخاب هيئت داوران تنديس صادق هدايت يا لوح تقدير اهداء مي شود . _ در صورت نياز به اطلاعات بيشتر به يكي از روش هاي زير تماس حاصل فرماييد : تلفن دفتر هدايت :22556607 تلفن همراه : 09122837489 صندوق پستي :365_19585
چهارمين دوره مسابقه ادبي صادق هدايت اين برنامه 5شنبه 27 بهمن 1384 شب تولد صادق هدايت در خانه هنرمندان ايران برگزار شد . ابتدا ناهيد كبيري شاعر و داستان نويس معاصر از هدايت به عنوان نويسنده اي اهل خرد ، انديشه و درد كه در وطن خود مطرود ، مردود و مورد خشم حاكمان ادبيات و سياست بود ياد كرده ، برنامه را آغاز كرد . دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن نخستين سخنران بود او با اشاره به ديدارش در زمان دانشجوئي با هدايت تا حدودي خود را مديون هدايت دانست و گفت كه در يك جهت در زندگي به من كمك بسيار كرد و پرهيز از ابتذال را به من آموخت . او تمام تعين هاي آن زمان چون مقام ، پول و حتي شهرت را دور ريخت و اين پشت پا به ابتذال بود . دكتر اسلامي به علاقه هدايت به ايران باستان و زبان پهلوي اشاره كرد و متذكر شد كه به ادبيات ايران و اروپا تسلط داشت . ندوشن او را پايه گزار داستان نويسي تحليلي در ايران دانست . او هدايت را زاييده دوران بحران در ايران شمرد و اضافه كرد كه داستان هايش هم پايه استدلالي دارد و هم زبان و زندگي مردم كوچه و بازار است . دكتر اسلامي اثر نويسندگان پس از هدايت را تحت تاْثير او دانست و يادآور شد كه در عمق بدبيني در آثار هدايت روشن فكري هست كه از فرط دوست داشتن زندگي آن را كنار گذاشت چون تماميت جو بوده است . سپس دكتر محمد صنعتي درباره اسطوره هدايت و اسطوره بوف كور و اسطوره انديشي روشن فكران چنين گفت : دكتر صنعتي گفت كه برخلاف روشن فكران ايراني كه همواره اسطوره انديش بوده اند ، هدايت ذهن و قلمي اسطوره شكن داشت . وي افزود : بوف كور به شيوه اي غريب در غربت غرب انديشيده شد ، در غربت وطن نوشته شد و به علت ممنوعيت طبع و فروش در ايران ، در هند فقط در 50 نسخه منتشر شد . اين نسخه هافقط به دست هدايت رسيد و او به دليل ممنوع القلم بودنش 30 نسخه آن را براي پروفسور يان ريپكا مستشرق چك و 20 نسخه را براي سيد محمد علي جمالزاده به اروپا فرستاد تا در بازگشت به وطن بي خطر به دست او برسد . هدايت آن ها را به دوستان و نزديكان كه اكثرا دست اندركاران ادبي و سياسي جنبش روشنفكري ايران در عصر پهلوي بودند ، هديه كرد . دكتر صنعتي اشتباه گرفتن راوي بوف كور به جاي نويسنده آن را سنگ بناي نخستين اسطوره سازي از بوف كور و هدايت دانست . او نامه اي از هدايت به مجتبي مينوي را درباره بوف كور خواند كه هدايت در آن نوشته « تو فقط نيستي كه عوضي گرفته اي ، از تو استادتر هم فكر مي كنند كه پرسناژ بوف كور خود من هستم . البته چرا ، حرف ها مال خودم است . ولي پرسناژش از من سواست . » دكتر صنعتي گفت منتقدان هدايت و در صدر آن ها جلال آل احمد و هوشنگ پيماني و بعدها رضا براهني و نجف دريا بندري با اين درك كه راوي بوف كور ، خود هدايت است آن را تحليل كردند . دكتر صنعتي افزود هدايت كه در آغاز روشن فكري كافه نشين و به شدت اجتماعي و بذله گو و خندان بود ، از 1326 از دوستان روشن فكرش به گوشه انزوا پناه برد و آن ها چهره اي عبوس و گوشه گير و افسرده از او ساختند . دكتر صنعتي با پاسخ به برخي اتهام ها درباره هدايت ، دليل تمام هياهوهائي را كه درباره هدايت رواج يافته ذهن مدرن و اسطوره شكن هدايت دانست كه جامعه روشن فكري اسطوره انديش آْن روز ايران ، او را تاب نمي آورده است . بعد بيانيه داوران توسط ناهيد كبيري به اين شرح قرائت شد : بيانيه داوران مسابقه ادبي صادق هدايت سال 1384 ياران و دوستداران هدايت چهارمين سال مسابقه داستان نويسي صادق هدايت را در ژانر داستان كوتاه با حضور شما آغاز مي كنيم .
در چهار سالي كه گذشت ، بيش از دوهزار داستان كوتاه براي شركت در مسابقه فرستاده شد كه اكثر آن ها به قلم نويسندگان جوان به نگارش در آمده بود . در مسابقه داستان نويسي امسال ، تعداد250 نويسنده با 250 داستان شركت كرده بودند . شيوه ي داوري ما در مسابقه امسال به قرار زير بوده است : در مرحله اول ، همكاران دفتر صادق هدايت ، به بررسي كل داستان ها پرداختند و از ميان آن ها تعداد 95 داستان را براي راه يافتن به مرحله ي دوم برگزيدند و در مرحله ي دوم ، خانم بهناز عليپور گسكري و آقايان مديا كاشيگر و حسين قديمي ، كار داوري را برعهده داشتند . آنان از ميان 95 داستان ابتدا 10 داستان را برگزيدند و در ارزيابي نهائي 5 داستان برتر را به عنوان برندگان مسابقه اعلام كردند . اكنون تنديس صادق هدايت به بهترين داستان ، و لوح تقدير به چهار برنده ي ديگر اهدا خواهد شد . 70% از شركت كنندگان در مسابقه امسال را آقايان و 30% از آنان را خانم ها تشكيل داده بودند . حدود 40% از داستان هاي ارسالي نيز متعلق به استان هاي ديگر ايران مي شد ، كه به ترتيب عبارت بودند از : اصفهان 17% ، خوزستان 15% ، فارس 8% ، گيلان و مازندران 5% . در يك بازنگري كلي از داستان ها ي رسيده ، اين دريافت حاصل آمده است كه مضمون 85% از داستان ها را ناكامي و نگون بختي و مرگ ، 10% ديگر را مسائل اجتماعي ، 5% طنز و شادي و عشق و 5% ديگر را مسائل رواني و نابهنجاري هاي جنسي در برمي گيرد . 70% از داستان هائي كه به مرحله دوم داوري راه يافته است ، متعلق به آقايان و 30% ديگر از آن خانم ها بوده است .
اسامي ده داستاني كه به آخرين مرحله راه يافتند به ترتيب حروف الفبا از اين قرارند : 1 _ استارتگاه از خليل رشنوي 2 _ اشباح از علي سالاري 3 _ باد در موهايش از مرضيه جوكار 4 _ پاك كن هاي اوليس از ميثم عليپور 5 _ تو مي ميري ... به همين سادگي از حسين يعقوبي 6 _ خانم كيدمن يك شب تام كروزتان را قرض مي دهيد ؟ از مريم عباسيان 7 _ رفع ايرادات ظاهري از تصاوير مورد دار از مهدي باتقوي 8 _ سپيدار و باد از جواد پويان 9 _ فيدل از حامد حبيبي 10_ و داستان منطقي از سارا سياوشي به طوري كه ملاحظه مي فرمائيد ، از اسامي ياد شده ، هشت داستان متعلق به آقايان و دو داستان به خانم ها تعلق دارد . تعداد شركت كنندگان در مسابقه امسال ، اگر چه كم تر از سال هاي پيش بوده است ، اما كيفيت داستان ها نسبت به سال هاي گذشته ، از مضموني پربارتر و ساختاري منسجم تر برخوردار بودند و اين خود ، كار را براي ارزيابي و تصميم گيري داوران مشكل تر كرده بود . امسال آثاري نيز از نويسندگان افغاني و تاجيك داشته ايم و 90% از داستان ها از آن نويسندگان غير حرفه اي جوان بوده است . از آن جا كه توجه راستين به عرصه ي ادبيات و داستان نويسي ، از خواست هاي بزرگ هدايت بود ، باشد كه ما نيز هر سال با تجربه اي بيشتر و بينشي افزون تر در اين راستا كوشيده باشيم . سپس جهانگير هدايت چنين گفت : پس از تشكر از همه به اين نكته اشاره كرد كه در چهارسال گذشته متجاوز از 2000 نويسنده در مسابقه ادبي صادق هدايت شركت كرده و اين را حركتي مثبت در جهت داستان كوتاه نويسي در ايران دانست . سپس به ناشريني اشاره كرد كه بدون دارا بودن اهداف فرهنگي ادبي آثار صادق هدايت را با مغايرت هاي بسيار فقط براي سودجوئي و سوء استفاده از نام اين نويسنده چاپ و منتشر مي كنند و اضافه كرد كه در تمام موارد اين تخلفات به وزارت ارشاد شكايت شده و حتي در مواردي اقدامات قانوني نيز شده است . او به طولاني شدن زمان بررسي كتاب اشاره كرد و آن را براي صنعت چاپ و نشر و هنر نويسندگي مخاطره آميز خواند . موضوع بعدي صحبت او خانه پدري هدايت بود كه توسط همسايه تصرف شده و حال مي گويند بيائيد خانه پدري تان را از ما بخريد ! جهانگير هدايت به لوازم باقي مانده از صادق هدايت نيز اشاره كرد كه متجاوز از 20 سال است در زيرزمين و انبار موزه رضا عباسي در معرض نابودي تدريجي است . پس از آن برنامه مسابقه آغاز شد . او توضيح داد كه جوايز شامل يك تنديس صادق هدايت و چهار لوح افتخار توسط دفتر هدايت و سايت سخن داده مي شود و ضمنا نشر معين به برنده تنديس يك سكه طلا و چهار برنده ديگر يك سري كتب نشر معين اهدا مي كند و نشر صادق هدايت به كليه برندگان يك سري كتب صادق هدايت را هديه مي دهد . بعد از دكتر صنعتي درخواست كرد براي اهدا جوائز بيايند . برندگان به اين ترتيب اعلام و جوائز خود را دريافت داشتند : حسين يعقوبي نويسنده داستان « تو مي ميري . . . به همين سادگي _ لوح افتخار 2 _ مهدي با تقوي نويسنده داستان « رفع ايرادات ظاهري از تصاوير مورد دار » _ لوح افتخار 3 _ جواد پويان نويسنده داستان « سپيدار و باد » _ لوح افتخار 4 _ حامد حبيبي نويسنده داستان « فيدل » _ لوح افتخار برنده تنديس و نويسنده بهترين داستان آقاي خليل رشنوي بود به خاطر داستان « استارتگاه » در پايان جلسه پذيرائي به عمل آمد . بهترين داستان هاي مرحله نهائي مسابقه 1384 ده داستاني كه به آخرين مرحله مسابقه داستان كوتاه نويسي صادق هدايت راه يافتند برحسب حروف الفبا عبارتند از :
1 _ استارتگاه خليل رشنوي
2 _ اشباح علي سالاري
3 _ باد در موهايش مرضيه جوكار
4 _ پاك كن هاي اوليس ميثم عليپور
5 _ تو مي ميري . . . به همين سادگي حسين يعقوبي
6 _ خانم كيدمن يك شب تام كروزتان را قرض مي دهيد ؟ مريم عباسيان
7 _ رفع ايرادات ظاهري از تصاوير مورد دار مهدي باتقوي
8 – سپيدار و باد جواد پويان
9 _ فيدل حامد حبيبي
10 _ منطقي سارا سياوشي
اطلاعيهي سومين دورهي جايزه (1383)
سومين دورهي مسابقهي داستاننويسي صادق هدايت توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار ميشود. شرايط شركت در اين رقابت ادبي به شرح زير است:
شرايط شركت در مسابقه:
- هر نويسنده ميتواند يك داستان كوتاه منتشر نشدهي خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
- داستان ارسالي نبايد از چهار هزار كلمه بيشتر و از هزار كلمه كمتر باشد و به دو روش قابل ارسال است:
الف) ارسال به بخش داستان كوتاه در سايت سخن « براي ورود داستان، اينجا را كليك كنيد »
ب) ارسال به صندوق پستي 365 - 19585 به نام آقاي جهانگير هدايت. داستانهايي كه به اين طريق ارسال ميشوند لازم است بر يك روي صفحه، به صورت تايپ شده، و در سه نسخه فرستاده شوند. اين آثار در مسابقه شركت خواهند داشت ولي تنها گزيدهاي از آنها بر روي سايت قرار ميگيرد.
- نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت ميكنند، لازم است توجه فرمايند كه تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستانها براي انتشار در مجموعه آثار برگزيده، از درج داستان ارسالي در كتابها، نشريات و سايتهاي اينترنتي، و يا ارسال آن براي ديگر مسابقات داستاننويسي، خودداري فرمايند. در غير اين صورت داستان فرستادهشده در مسابقه شركت داده نميشود.
- نويسندگان شركتكننده، شمارهي تلفن تماس و نشاني كامل پستي خود را حتما" به همراه داستان ارسال كنند.
- ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعهي داستانهاي برگزيده اعلام داشته است. داستان ارسالي مسترد نخواهد شد.
- مهلت ارسال آثار تا انتهاي آبان ماه 1383 است. اعلام اسامي برندگان و اهداي جوايز در مراسمي در 28 بهمن 1383 انجام ميشود. جايزهي برندگان مقيم خارج از کشور به نمايندهي آنها اهدا خواهد شد.
گزينش آثار و جوايز:
- نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد.
- به داستانهاي برگزيده به انتخاب هيات داوران، تنديس صادق هدايت و يا لوح تقدير اهدا ميشود.
- در صورت نياز به اطلاعات بيشتر با دفتر مسابقه به يكي از روشهاي زير تماس حاصل فرماييد:
سايت سخن: www.sokhan.com
سايت صادق هدايت: www.sadeghhedayat.com
تلفن 2556607 دفتر هدايت
دومين دورهي جايزهي ادبي صادق هدايت (1382)
دومين دورهي "جايزهي ادبي صادق هدايت" بخشهاي داستان كوتاه، نقد ادبي و مرور كتاب توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار شد.
داوران اين مسابقه در بخش داستان عبارت بودند از خانمها مهكامه رحيمزاده، ميترا داور و آقاي هوشنگ عاشور زاده (داوران مرحلهي نخست) و آقايان اميرحسن چهلتن و دكتر محمد صنعتي (داوران مرحلهي دوم).
هيات داوران بخش نقد و بررسي كتاب تشكيل شده بود از آقايان عنايت سميعي و حسن ميرعابديني
مراسم پاياني اين دوره از جايزه در عصر روز 28 بهمن 1382 همزمان با يكصد و یکمين زادروز صادق هدايت در خانهي هنرمندان ايران برگزار شد و برگزیدگان بخشهای مختلف معرفی شدند.
در بخش داستان كوتاه، داستانهاي "تاپ تاپ خمير" نوشتهي مرضيه ستوده، "اتاقي، خيالي" نوشتهي سودابه اشرفي، و "جزيرهاي در دل تهران بزرگ" نوشتهي مريم رئيسدانا، سه داستان برتر شايستهي دريافت تنديس هدايت؛ و داستانهاي "حيدر" نوشتهي درصدف سليماني، "سنگواره" نوشتهي آذردخت بهرامي، و "پل" نوشتهي محمدرضا شادگار، شايستهي دريافت لوح تقدير شناخته شدند.
در بخش نقد و بررسي، عليرضا سيفالديني و بهناز عليپور گسكري تنديس هدايت براي نقد ادبي، مژگان خليلي و سهند عقدايي لوح تقدير بررسي كتاب، و فرشته احمدي و مهدي عاطفراد لوح تقدير مرور كتاب را دريافت كردند.
« براي گزارش مراسم پاياني اينجا را كليك كنيد »
« مراجعه به سايت سخن جهت اطلاعات بيشتر »
نخستين دورهي جايزهي ادبي صادق هدايت (1381)
به مناسبت يکصدمين سال تولد صادق هدايت، پدر داستان نويسي نوين ايران، توسط خاندان هدايت (به نمايندگي جهانگير هدايت) و سايت ادبي سخن، "مسابقه داستان نويسي بزرگداشت صادق هدايت" برگزار شد.
هيات برگزاري مسابقه تشكيل شده بود از آقايان جهانگير هدايت (برادرزاده صادق هدايت) و محمد سليماني نيا مسؤول سايت سخن.
نيز هيات داوران عبارت بودند از: آقايان اميرحسن چهلتن، شهريار مندني پور، حسن ميرعابديني و خانمها منيرو رواني پور، ناهيد طباطبايي
مراسم پاياني اين جايزه در عصر روز 28 بهمن 1381 مصادف با يكصدمين سالروز تولد صادق هدايت در خانهي هنرمندان ايران برگزار شد. در اين مراسم به سه داستان کوتاه به نامهاي «حالا مگر چه ميشود» اثر اميررضا بيگدلي، «دنيپر يخ زده» اثر شيوا كريمي و «نازبانو» اثر نوشين غريب دوست تنديس برنز صادق هدايت و به سه داستان «آن كه شبيه تو نيست» اثر ناتاشا اميري، «من داناي كل هستم» اثر مصطفي مستور و «همسايه» اثر امير حسين خورشيدفر به انتخاب هيات داوران لوح تقدير تعلق گرفت.
« براي گزارش مراسم پاياني اينجا را كليك كنيد »
« مراجعه به سايت سخن جهت اطلاعات بيشتر »